مــعـــــتـــــكــــــف
 

امروز روزیست که بار دیگر ملت بنا  به سیاست اتخاذیِ دولتمردانش ، تجربه ای دیگر همانند تعلیق سالهای ۸۲-۸۳ قرارست در کارنامه خود ثبت نماید و چه سخت است باز هم آزموده را آزمودن!

امروز قرارست جشن بگیریم برای اکسید نمودنِ سوخت 20 درصدی که روزی برای بدست آوردنش جشن می گرفتیم! و زحمات شهید شهریاری برای دستیابی به سوخت 20 درصد آنهم در اوج تهدیدها را فعلا می بوسیم و کنارمی گذاریم تا روزی که شاید یک "مرد" آید...

امروز قرارست بار دیگر و بصورت داوطلبانه، اعتمادی  که معلوم نیست چه زمان رفته بود را بازهم بسازیم ، آنهم برای عده ای که تاریخ مملو است از رفتارهای روبه گونه شان.قرارست درب همه تاسیسات هسته ای خود را جهت اعتماد سازی به روی آنان که آرزویشان باقی نگذاشتن حتی یک پیچ از این تاسیسات است باز کنیم تا هرگاه اراده نمودند به هر قسمتش مشرف شوند و اطلاعات سازمانیشان را تکمیل فرمایند.

امروز اگر چشم و گوش باز کنیم و خود را به خواب نزنیم شنیدن ندای "اصحاب خسته اند " بازهم از لسانِ مسببان خوراندن جام زهر به امام راحل و تحمیل کنندگان تعلیق سالهای 92-93 کارِ چندان سختی نیست.ظاهرا به قول سردار سعید قاسمی باز هم توجیه المسائل را از جیب مبارکشان خارج کرده اند....

امروز شاید ناراحت باشیم، شاید هم عصبانی ؛اما چون به تبعیت رهبری عزیز مفتخریم ؛درنگ میکنیم و با قلبی پر درد این تجربه را همچون  تعلیق سال 82 تحمل میکنیم اما بیداریم و آنچه رخ می دهد را رصد میکنیم و امیدواریم با الطاف الهی متضرر نشویم.

اما نکته ای مثبت و عزت آور در سند تعهدات طریفین وجود دارد که هرگز فراموش نخواهیم کرد. امروز دیپلماتهای ایرانی در مذاکرات ، به یمن هشت سال جهاد مقدس گوهرهایی در دست دارند که برای "اعتمادسازی داوطلبانه" دست به تعلیق آنها می زنند و دیگر همانند سال 82-83 امروز مسئولین محترم، نیازی به تعلیق همه تاسیسات خود ندارند.

امروز مجوز غنی سازی تا 5 درصد را داریم چرا که 20 درصدی داشتیم که تعلیقش کنیم. امروز سانتریفیوژهای ما در حال چرخیدن هستند و دلیلش تکنولوژی تولید سانتریفیوژی است که داریم و داوطلبانه تولیدش را متوقف کردیم.امروز به لطف بودن اراک و فردو که نیمه تعطیلشان نمودیم ،از نطنز و اصفهان دیگر در چرخه حرفی به میان نیامده است.

اینک جا دارد دعا کنیم خداوند پدر و مادر " آن مرد " را بیامرزد که هنگام  رفتن به جای "حزب"؛ سوخت 20 درصد و سانتریفیوژ از دولتِ خود یادگاری گذاشت که دست دولت بعدش باز باشد...

تصاویر دردناک و ناراحت کننده اما واقعی!!! ۱۸+


حاشیه:

۱- در تعجبم از کسانی که ایرانی هستند و بر چنین حادثه مهمی آنقدر بی تفاوت که حتی وقت چند دقیقه ای برای مطالعه متن سند نمی گذارند! متن سند تعهدات توافقنامه ژنو  را لطفا مطالعه فرمایید.

۲- لازم میدانم از دوست عزیزی که در مورد مطلب قبل متن بسیار با ارزش و زیبایی در اختیار حقیر قرار دادند تشکر کنم.

۳- فضای سایبری بدون دستنوشته های "سردار انقلاب و یار امام" به مثابه گرفتن تَری از آب است!!! ولی خبر آمد خبری در راهست...

لینک مطلب در سایت رویش نیوز، دولت بهار


برچسب‌ها: انرژی هسته ای, تعلیق, سوخت 20 درصد, سند تعهدات ژنو
[ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ] [ 4:30 ] [ سجاد ]

یکی از مطالبی که همیشه جای بحث و چالش درمیان جامعه خصوصا قشر مذهبی جامعه بوده موسیقی و آهنگ و نحوه برخورد متفاوت افراد با آن می باشد.

شاید بارها و بارها با مباحثات روزمره در مورد موسیقی و حلال یا حرام بودنش و یا مجاز وغیر مجاز بودنش روبرو شده اید و شما هم در ذهن خود رای به درستی یکی از نظرات داده اید و استدلال نموده اید. اما حقیقتا استدلال ما در مقیاس این مباحث چه بوده است؟یا اصلا به دور از فضای این چالش ها ، برخورد خود ما با موسیقی و استفاده از آن چگونه و در چه حدی بوده است!؟

چندی پیش در یکی از مجموعه های فرهنگی خوب شهر -که هر از گاهی در آن به بهانه دیدار رفقا توفیق حضور می یابم – متوجه عمق اختلاف ایجاد شده بر سر همین موضوع در یکی از مراسمات بین افراد گشتم لذا بر آن شدم مطالبی که سالها قبل و در مشورت با یکی از علمای ربانی از ایشان بهره بردم را به اختصار در مطلبی جمع آوری نمایم.

مطلبی که در ذیل مشاهده می فرمایید در سه بخش گردآوری شده که در بخش اول به موسیقی از نظر فقهی نظاره شده و نظر برخی مراجع محترم در این زمینه بیان شده است.در بخش دوم به مَدرس  نورانی اهل بیت علیهم السلام رفته و از فرمایشات موالیان امرمان در این مورد به فیض رسیده ایم و نظرات و فرمایشات برخی بزرگان و خوبان خدا را در این رابطه را می توانید در بخش سوم مطالعه نمایید.

در پایان لازم به یادآوریست در مطلب ذیل سعیِ شدید بر اختصار بوده و به همین دلیل از پوشش مباحث موازی  تاحد امکان خودداری شده است که با توجه به گستردگی مطالب از افتادن برخی نکات را از قلم نویسنده را عفو می فرمایید.

۱- قسمت اول : نظرات برخی فقها راجع به موسیقی

۲- قسمت دوم : فرمایشات اهل بیت علیهم السلام در مورد موسیقی

۳- قسمت سوم : فرمایشات بزرگان و خوبان خدا در مورد موسیقی

والسلام.


حاشیه:

۱-در این مطلب هیچگونه نظر شخصی نوشته نشده و در نقل قولها شرط امانت داری حفظ شده است.

۲ -امیدوارم آقایانی که در دانشگاهها (یا هرمکان دیگری) کار به اصطلاح فرهنگی انجام می دهند بیشتر روی این مطالب تامل فرمایند، تا خدای ناکرده شاهد برگزاری مراسمِ اجرای موسیقی زنده ی آنچنانی بمناسبت عید غدیر آنهم از سوی دفتری که نامش به فرهنگ!!! و تالارش به نام شهید!!! مزین گشته است نباشیم.

۳- پیامکی از یک بزرگوار : ""اگر به پیام خدا  خوب عمل نکردید،به “فرستنده ها” دست نزنید، “گیرنده ها” را تنظیم کنید""

۴- آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکته‌ها هست بسی، مَحرَم اسرار کجاست؟

لینک مطلب در سایت رویش نیوز ، خیبر آنلاین

جدید نوشت!!:در پیوندهای روزانه لطفا مطلب " من سیاسی نیستم" از وبلاگ "فاصله" را مطالعه فرمایید.


برچسب‌ها: موسیقی؛آهنگ؛نظر مراجع تقلید؛نظر ائمه اطهار؛حکایات
[ پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ] [ 1:45 ] [ سجاد ]

 

گاهی اوضاع اجتماع عرصه را چنان برایت تنگ می نماید که صبرت لبریز میشود و شاکی زمانه میشوی و می مانی به چه کسی و کجا شکوه بری...

گاهی برایت گران تمام میشود به آنچه بدان ایمان داری و قلبت به عشقش می تپد با بی تقوایی زبان می تازند و بی پروا توهین ردیف می کنند...

گاهی فضا را از توهین به خادم یا مداح و حتی روضه خوان اباعبدالله فراتر می برند و آنچه را که به عقل ناقصشان از کرامات سفینة النجاة راه بجایی نمی برد، رد می کنند و مورد تمسخر قرار میدهند...

گاهی در محرم وصفر باید روزی چند بار پاسخ دهی که پوشش سیاهت دلیلش عزای ارباب دوعالمست نه آنچه آنان "بد دادن" خدا می دانند...

گاهی باید چندین و چند بار مقابل تعابیرِ حاصل از کج فهمی هایشان در برداشتِ از خورشید پشت ابر بودن امام ، صبر پیشه کنی ...

اما در برابر همه ی این گاهی ها ، همیشه و همیشه هست کراماتِ ربی مهربان که از آستینِ نورُعلی نور اهل بیت علیهم السلام بیرون آمده و این بار رزق تو را در داستانی قرار می دهند که سرشارست از نور برای رشدِ آنکه در مکتب خاندانِ نور، زانو زده باشد:

{امام جعفر صادق علیهم السلام می فرمایند: روزی حضرت داوود (علی نبینا و آله و علیه السلام) در حال عبور از بیابانی، مورچه ای را دید که مرتب کارش این بود که از تپه ای خاک برمیداشت و به جای دیگر می ریخت. از خداوند خواست که از راز کار آن مورچه، آگاه شود. مورچه به سخن آمد که: معشوقی دارم که شرط وصال خود را آوردن تمام خاک های آن تپه به این محل، قرار داده است!

حضرت داوود (علی نبینا و آله و علیه السلام) فرمود: با این چثه کوچک، تو تا کی می توانی خاک های این تل بزرگ را به محل مورد نظر، منتقل کنی؟؟؟ و آیا عمر تو کفایت خواهد نمود؟!

مورچه گفت: همه ی این ها را می دانم؛ ولی خوشم که اگر چنین شود به معشوق می رسم و اگر نشود و در این راه بمیریم، به عشق محبوبم مرده ام!}

آری ؛چه زیباست لحظه اتصال رود به دریا ،آن هنگام که رود درآغوش دریا جوش و خروشش را می دهد و آرامش هدیه می گیرد و این سنت الهیست که با یاد "ذکرِ" سبحان، که همان چهارده نور مقدسند؛ "تطمئن القلوب " را به تو ارزانی می دارند.

و بشکرانه ی این آرامش چه حمدی فراتر از آن که دعا نمایی که لحظه ای حضرت حق دستت را از دست حضرات حق جدا نفرماید که خدا نیستند اما از خدا هم جدا نیستند....

نیست پروا تلخ کامان را ز تلخیهای عشق               آب دریا در مذاق ماهیِ دریا خوش است

لینک مطلب در  دولت بهار


برچسب‌ها: حضرت داوود, مورچه, عشق
[ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 1:30 ] [ سجاد ]

یکی از رفقا نقل می نمود که اواخر سال 88 بواسطه ی لطف یکی از مسئولین پیشنهادهایی راجع به گرفتن مسئولیت داده شده بود و این خود باعث سر در گمی و مشغول شدن فکر شده بود. آنزمان با هرکس سعی در مشورت می نمودم تا مرا راهنمایی نموده و در تصمیم گیری از حالت تردید خارجم سازد.غالب مشورتها بر اخذ مسئولیت و گرفتن عنان کارها تاکید داشته و اکثرا هم از انجام وظیفه و خدمت نمودن مایه می گرفتند.

دیگر فشارها زیاد شده بود و باید تصمیم نهایی را تا آخر هفته به ریاست مربوطه اعلام می نمودم که خداوند به ذهنم رسانید که نزد حضرت استاد بروم و با ایشان هم مشورتی بنمایم.

آن روزها استاد هرچند از نظر جسمانی ضعیف گشته بودند اما با علاقه ای که به اتصال به مردم داشتند پذیرای میهمانان و مراجعه کنندگان در منزلشان بودند و من هم از این امر مستثنا نگشته و توانستم بواسطه دوستی پدر همان روز عصر محضر ایشان مشرف گردم.

انصافا با کسالت استاد و با آن حجم دارویی که ایشان بعلت بیماری مصرف می نمودند عدم تغییر برخورد ایشان و پذیرایی از میهمان با روی بشاش و گشاده، بنده را شیفته ی این همه تواضع و بزرگواری می نمود. پس از صحبتهای روزمره با یک مقدمه مطلب را مطرح نمودم.از محسنات دیگر استاد که عجیب برایم قابل تامل بود گوش دادن با دقت و با اندیشه به عرایضم بود.

ایشان کمی تامل و تفکر نمودند و فرمودند: حالا خودتان انتظار دارید بنده چه جوابی به حضرتعالی دهم؟!عرض کردم : نه، برای بنده فقط برایم مهم فرمایش شماست.

ایشان سرشان را به زیر انداختند و فرمودند: مسئولیت شمشیر دولبه است یک طرفش خدمت به خلق خداست و نظام اسلامی و طرف دیگرش خدای نکرده تغافل از اخلاق و امور معنوی و جلوه نمودن دنیا!

بعد رو به من کردند و ادامه دادند: خودتان می دانید و نفستان!خوب به خودتان توجه کنید ببینید از پس نفس بر می آیید؟اگر احتمال لغزش می دهید دوری کنید که ما چقدر زیاد آدم انقلابی و البته معمولی دیدیم که با اخذ همین مناصب لغزیدند و تا چشم باز نمودند خود را ته دره دیدند... و بعد فرمایششان را به گوشه هایی از یکی از خطابه های مولا امیرالمومنین علیه السلام مزین فرمودند.

هنگام خروج از منزل استاد دیگر در دلم تردید نبوداز اینکه لحظاتی از عمرم را در کنار مردی الهی گذرانده بودم احساس سبکی می نمودم؛و حقیقتا چه لقب نیکویی برایشان برگزیده بودند او استـــــادِ پــــــرورش بود...

روحشان شاد و یادشان گرامی....

 


حاشیه:

۱- مردم اصفهان در مراسم این بزرگمرد نشان دادند قدردان زحمات هستند و زحمات افراد را از یاد نخواهند برد.

۲- در زیارت اربعین در حرم ارباب یاد همگی رفقا از جمله رفقای وبلاگی بودم.

۳- نهم دی ماه روز بصیرت ملت ایران گرامی باد.

۴- بعلت امتحانات پایان ترم شاید کمتر وقت پست گزاری در وبلاگ را داشته باشم.


برچسب‌ها: استاد سید علی اکبر پرورش؛ پرورش
[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 1:35 ] [ سجاد ]
                                          

                                          مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

 

 

 


برچسب‌ها: هاشمی, ولایتی
ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 13:51 ] [ سجاد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

دست آن شیخ ببوسید که تکفیرم کرد
محتسب  را  بنوازید که  زنجیرم  کرد
معتکف گشتم از این پس به در پیر مغان
که به یک جرعه می از هر دوجهان سیرم کرد
موضوعات وب
امکانات وب